مجموعه “همه‌ی افق” هشت داستان را شامل می‌شود. اغلب داستان‌ها به دغدغه‌های زنان امروز ما می‌پردازد و به خشونت‌های نادیدنی، سوءتفاهمات، ترس‌ها، رنج‌های ناشی از فقر فرهنگی و اقتصادی و …. نظر دارد. در این داستان‌ها راویان در جستجوی شناخت دقیق‌تری از خود و دنیای اطرافشان هستند. روبرو شدن با خود در خانه‌ی یک فالگیر، داستان اول “فال صنوبر” و مواجهه با مرگ “همه ی‌افق” داستان آخر این مجموعه را می‌سازد. در داستان “آواره و آزاد” زن در جستجوی آزادی است و در داستان دیگری که منجر به انتقام‌گیری می‌شود به دنبال عشق.

در هیچ‌کدام از داستان‌ها اتفاقات عجیب و غریب و ماجراهای تکان‌دهنده‌ای اتفاق نمی‌افتد. تغییر، اغلب در شناخت و آگاهی درونی آدم‌ها روی می‌دهد. فرم داستان‌ها پیچیدگی خاصی ندارند و زبان نویسنده ساده و روان و به دور از تکلف است.

بخشی از کتاب :

ذهنم آزادترین لحظه­ ها را می­گذراند. گرفتار هیچ فکر و خیالی نبودم. سبکبالی پرنده­ های دریایی را داشتم. داشتند آن دورها پرواز می­کردند. ممنون زمین بودم‌. ممنون آسمان. ممنون خودم که تکه­ ای از آن­ها بودم. به طور مبهمی حس کردم آزادی باید همین باشد. پس تا آن روز فقط طوطی وار آن را تکرار کرده بودم، بی­ آن که بدانم واقعاً‌ چیست.